
چك نويس - خواب من پر... خواب من پر... شب که از راه میر سد عقربهها کندتر میشوند و کم کم دلتنگی سر و کله اش پیدا میشود و مثل مهمان ناخوانده میاید و درست وسط خانه و کاشانه دلت مینشیند نه تعارف دارد نه میرود... گیج و مبهوتت میکند آنقدر مینشیند که خسته ات میکند خسته ات می کند که می کشدت که زجرت می دهد تا اشکت را در بیاورد وقتی یک دل سیر گریه کردی نه اینکه ولت کرده باشد تازه خا...
ادامه مطلب