خرید بک لینک

صفحه اول کتاب

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.

!-.-.-Design By : pichak.net-.-.->

قهوه اش را سر کشید، آرامتر که شد فنجان قهوه را گذاشت

روی کتابی که بیشتر از یک ماه بود در صفحه 254 گیر کرده بود...

دلش میخواست کتابش را مثل فنجان قهوه سر بکشد و تمام اما از لا به لای

کاغذهای کتاب بوی دلتنگی بلند می‌شد هربار کتاب را باز کرده که بخواند صفحه اول را

بارها و بارها مرور کرده بود ....« برای عزیزتزین زندگیم » امضاء دوست دارت تا ابد ...

این هدیه با همه هدیه ها فرق دارد اینجا یک حس دلتنگی غریبی دارد، بیخود نیست که کتاب تمام

نمی شود.. حسی از قلبی به انگشتی چکیده و جوهر خودکارش قطع شده بود ...اما نه جای دو قطره اشک

روی صفحه اول جا خشک کرده بود .... این کتاب هزگز تمام نمی شود چون صفحه اولش " تا ابد" قلبش را

تسخیر کرده است... این روزها برای ترک عادت هم که شده هرگز به صفحه اول هیچ کتابی نگاه نمی کند...

اصلا صفحه های اول کتاب را نباید خواند... ورق بزنید همه چیز را همه چیز را .... باور کنید برگشتن چه از پایان

راه باشد... چه از وسط راه چه از کوچه ای و چه از صفحات کتابی اشتباه است.... پشت سرتان را نگاه نکنید

خاطرات در اوج شیرینی همیشه سنگین ترین بار روی دوش آدماست ! بخاطر چشم هایتان هم که شده پشت سرتان را نگاه نکنید

و از صقحات اول کتابها بدون نگاه کردن عبور کنید ....

برچسب: نویسنده: فاطمه کاشانی تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 11:20

صفحه بندی