
پرم از احساس هاي عاشقانه ي سرگردانمثل شكوفه هاي بهار كه باد به هر طرف مي برد و روي شاخه نمي ماند...!درختي كه شكوفه هاشو دوست داشت باشه نميذاره بريزه و آويزه دست نسيم هاي بازيگوش بشه!شكوفه هايي كه ميريزن و فرصت غنچه شدن و گل دادن ندارن بي پناه ترين دنياندرست مثل احساس هاي برباده رفته ي مندرست مثل عشق سرگردان حبس شده در سينه ام...من بهارزده ام و پاييز خورده ام... فرقي نمي كند چه فصلي از سال باشد وقتي شكوفه ها و برگهايت تنها نصيب باد مي شود...ليلا. م...
ادامه مطلب
وقتی دلخوشی های کوچک یه آدمی رو ازش می گیری قبل از هرچیز دلخوشیهای بزرگ خودت رو از دست میدی و این پاسخ زندگی بهماست... که نگیریم امیدهای کوچک و پیش پا افتاده کسی رو... یاد بگیریم که وقتی قرار است کسی چیزی را از دست بدهد و ما فقط تماشا کنیم ما هم خیلی چیزها را از دست خواهیم داد چون در یک زنجیره ایم... پ.ن : حواسمون که پرت میشه مهمترین ها را از دست میدیم پ.ن: بهمن ماه سردتر از اونیه که بشه با ها ک...
ادامه مطلب
شب از نيمه گذشته و من هنوز در بهت اين همه راز شب به بن بست رسيده ام... تمام راههاي منتهي به تو بن بست است...اين را بهتر از هميشه و بيشتر از قبل فهميده اماما نميدانم چرا دلم لجبازي مي كند!؟ فهميده ام كه هرچقدر بيشتر تلاش كنم كمتر موفق مي شوم بذارمت كنار؛ راستش دلم ميخواست تمام دنيا را بدهم اما يك بار تو را ببينم و اين بار با كلماتي كه مي شود راحت تر فهميد بگويم عاشقت هستم.... دلم ميخواست تمام...
ادامه مطلب
رسیده ام به بن بست زندگی... یعنی دقیقا به جایی که نه حق رسیدن دارم! نه توان فراموش کردن ! پ.ن : این جمله کوتاه طولانی ترین رمان تلخ زندگی خیلی هاست... خیلی های به ظاهر شاد به ظاهر آرام ... پ.ن: گاهی همه فکر می کنند روبراهی اما دقیقا نمی دونن رو به کدوم راهی! ...
ادامه مطلب