
هوااا هوای توستدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده میکنید.!-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> روزهایی که اصلا کوتاه نبود، روزهایی که تیک تاک عقربههای ساعت ته دلمونو خالی نمیکرد!امروز درست شبیه همان روزهای بارانی بود که با هم قدم زدیم...حرف زدیم ...خندیدیم ...امروز اما خودم را به باران بی تو سپردم...به خیابانهایی که ساکت بودند و صدایی جز گامها آرام من به گوششان نمی رسید...امروز دست دلم را گرفتم و آهسته در گوشش گفتم بعد از این منتظر کسی نباید باشد...هوا که ابری وب...
ادامه مطلب
ميوه هاي كالجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.!-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> ميوه هاي كال هم آخر به وقتش مي رسند،فصل ما كي مي رسد؟ نارس نچيده مي رويم!؟...
ادامه مطلب
زمین و زمان در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.!-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> زمان هیولا نیست ولی گاهی تمامت را با هرآنچه در گذشته داشتی یک جا میبلعدو تو میمانی و آن حجم از خاطراتی که به یک باره در یک لحظه بر سر دلت آوار شده و هیچراهی برایت نمی ماند... سالهاست وقتی به اسم تو می رسم مکث می کنم و حساب دقیقه ها از دستم می رود. ...
ادامه مطلب
صدای تو...در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.!-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> نت نیست، صدای توست ... صدای تو که در تمام قلبم و ذهنم پیچیدهحرف میزنی، میخوانی، عصبانی می شویمی خندی ... می خندی ... می خندی و همین صدای خندههای توست کههیزم شده و تمام دلم را به آتش کشیده... کاش کمی آرام تر بخندی هر لحظه خاکستر...
ادامه مطلب
صفحه اول کتاب در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.!-.-.-Design By : pichak.net-.-.-> قهوه اش را سر کشید، آرامتر که شد فنجان قهوه را گذاشتروی کتابی که بیشتر از یک ماه بود در صفحه 254 گیر کرده بود...دلش میخواست کتابش را مثل فنجان قهوه سر بکشد و تمام اما از لا به لایکاغذهای کتاب بوی دلتنگی بلند میشد هربار کتاب را باز کرده که بخواند صفحه اول رابارها و بارها مرور کرده بود ....« برای عزیزتزین زندگیم » امضاء دوست دارت تا ابد ...این هدیه با همه هدیه ها فرق دارد اینجا یک...
ادامه مطلب
ترانه نیست، موسیقی نیستنت نیستف صدای توست صدای تو که در تمام قلبم و ذهنم پیچیدهحرف میزنی، میخوانی، عصبانی می شویمی خندی ... می خندی ... می خندی و همین صدای خندههای توست که هیزم شده و تمام دلم را به آتش کشیده... کاش کمی آرام تر بخندی هر لحظه خاکسترمیشد دلم هر لحظه... بخوانید...
ادامه مطلب
قهوه اش را سر کشید، آرامتر که شد فنجان قهوه را گذاشتروی کتابی که بیشتر از یک ماه بود در صفحه 254 گیر کرده بود...دلش میخواست کتابش را مثل فنجان قهوه سر بکشد و تمام اما از لاه به لایکاغذهای کتاب بوی دلتنگی بلند میشد هربار کتاب را باز کرده بخواند صفحه اول رابارها و بارها مرور کرده ....« برای عزیزتزین زندگیم » امضاء دوست دارت تا ابد ... این هدیه با همه هدیه ها فرق دارد اینجا یک حس دلتنگی غریبی دارد، بیخود نیست که کتاب تمامنمی شود.. حسی از قلبی به انگشتی چکیده و خودکارش قطع شده بود ...اما نه جای دو قطره اشک روی صفحه اول جا خشک کرده بود .... این کتاب هزگز تمام نمی شود چون صفحه اولش " تا ابد" قلبش راتسخیر کرده است... این روزها برای ترک عادت هرگز به صفحه اول هیچ کتابی نگاه نمی کند... اصلا صفحه ها...
ادامه مطلب
زمان هیولا نیست ولی گاهی تمامت را با هرآنچه در گذشته داشتی یک جا میبلعدو تو میمانی و آن حجم از خاطراتی که به یک باره در یک لحظه بر سر دلت آوار شده و هیچراهی برایت نمی ماند... سالهاست وقتی به اسم تو می رسم مکث می کنم و حساب دقیقه ها از دستم می رود. لیلا مدنی بخوانید...
ادامه مطلب
ميوه هاي كال هم آخر به وقتش مي رسند،فصل ما كي مي رسد؟ نارس نچيده مي رويم!؟فصل ما هم مي رسدليلا مدني...
ادامه مطلب
هوا هوای توست...هوای روزهای عاشقانه روزهایی که اصلا کوتاه نبود، روزهایی که تیک تاک عقربههای ساعت ته دلمونو خالی نمیکرد! امروز درست شبیه همان روزهای بارانی بود که با هم قدم زدیم...حرف زدیم ...خندیدیم...
ادامه مطلب
تهران بدون تو از بم خراب تر است... تو با خودت خورشيد اين شهر شلوغ...هواي پاك، آسمان ابري و خنك ،كوچه هاي عاشقانه، كافه هاي دنج، ساعتهاي قرار ،عشق هاي بي نهايت.. نوازنده هاي خياباني،دختران فال فروش،بستني هاي قيفي، و همه و همه را برده اي... ساعت مچي صفحه گردي كه عاشقش بودم مدتهاست خوابيده منم سراغش را نمي گيرم... بدون تو ساعت هرچند كه ميخواهد باشد!براي من چه فرقي مي كند؟ تهران بدون تو مثل ماندن در پشت چراغ هميشه قرمزه... مثل دلهره كودكي است كه چشمش مانده به در مهد كودك... مثل ايستگاه متروكه اي در شهري دورافتاده است... تهران بدون تو نه برج ميلادش به چشم مياد نه خيابانهاي سنگ فرشش ! بدون تو اين شهر مخروبه اي آباد است كه نه شبهايش قشنگي دارد نه كافه هايش آرامش نه خيابانهايش خاطره.... اصلا بيشتر ا...
ادامه مطلب
نداشته هايم را فقط پاييز مي تواند خط به خط و واژه به واژه برايم تكرار كند... نداشته هايي كه تمام شان با نبودن و نداشتن هاي تو...
ادامه مطلب
تموم آدما رو بعد تو بخشیدم همه رو بخشیدم اما تو رو نهدلیل دردامو بعد تو فهمیدم همه رو فهمیدم اما تو رو نه چه زخمی جا مونده رو دل وامونده داره دیوونه میکنه منو یه عالم خاطره میگم نمیدونس، میگم نمیتونس خدا که می تونست چرا گذاشت بره دلیل دردامو بعد تو فهمیدم بعد تو فهمیدم، غم عالم چیه کسی نمیدونه کسی چه میدونه شبای دلتنگی تو ...
ادامه مطلب
چك نويس - خواب من پر... خواب من پر... شب که از راه میر سد عقربهها کندتر میشوند و کم کم دلتنگی سر و کله اش پیدا میشود و مثل مهمان ناخوانده میاید و درست وسط خانه و کاشانه دلت مینشیند نه تعارف دارد نه میرود... گیج و مبهوتت میکند آنقدر مینشیند که خسته ات میکند خسته ات می کند که می کشدت که زجرت می دهد تا اشکت را در بیاورد وقتی یک دل سیر گریه کردی نه اینکه ولت کرده باشد تازه خا...
ادامه مطلب
تا وقتی دلت قرص به کسی نباشه نباید دوسش داشته باشیو نذاری دوست دارم های اون دلتو از پا در بیاره باید روراست باشی اول با خودت بعد با دلت با اونی که هی دوست دارم هاش داره تو را به سمت یه عشق محترمانه می بره... بله عشقی که تو به خاطر احترام نمی تونی حقیقت دلتو براش فاش کنی...بذار دلت بجنگه و پیروز بشه نه عقلت.. عشق رو چه به حرفای منطقی؟!!! بذار کلمات بدون تردید از دلت به زبونت جاری بشه هرچی که هستو ب...
ادامه مطلب
هر شب پنجره اتاقم را به روي تنهايي باز مي كنم و عميق ترين نفسهايم در ارديبهشت ترين بهار بسختي مي كشموقتي اتاقت بشه سلول تنهاييت حالا بهار و پاييزش هيچ فرقي نمي كنه حالا هرچي نگاه مي كني توي تاريكي نه رنگها فرق دارن نه شبها نه روزها و نه آدمها.... ليلا ...
ادامه مطلب
تقویم هر روز ورق میخوره....هی میگذره و رد میشه چن وقته اینم به لیست موضوع هایی اضافه شده که دیگه نمی فهممش...بدون توقف...بدون یک خاطره طغیانگر،،،آخه تقویم بدون خاطره به چه درد میخوره؟؟؟همون بهتر که بگذره...همون بهتر که بره....بره تموم بشه...قصه این روزهای تکراری شبیه کد شهرستانهای ته تقویمه که همیشه چاپ میشه و هیچ وقت هم به کارت نمیان....فقط صفحه ها را اشغال کردن...باید گریخت از دست این تقویم و.تاریخ و زمان،،،،باید رفت ...تا تمام نشدی باید بری....تموم میشه آدم....گاهی بدون اینکه بفهمی تموم میشی! ...
ادامه مطلب
دلخورم از تمام دستهای گره کرده در باران...از عکسهای دو نفره ی لعنتی... از خیابانهای لج باز پر از چراغ قرمز... از کوچه هایی که هنوز هم بوی یاس می دهند... دلخورم از عشق... از تو... از خودم...از ضمیر من و تویی که ما شدن را بلد نشد....یاد نگرفت ...هرچه هم درس دادنش باز هم یاد نگرفت که عشق را نمی شود گوشه قلب مچاله کرد! دلخورم از کافه هایی که روی میزش دو فنجان چایی اش روبروی هم سرده سرد می شود و یخ م...
ادامه مطلب
تيرماه سال ٨٠ خيلي اتفاقي شروع شد دختر خجالتي جوان كه كمتر كسي صداشو شنيده بودوارد دنياي جسورانه خبر شد...انقدر سريع خودش را در اين كار غرطه ور كرد كه شد يك خبرنگار خبرنگاري كه انرژيش تمومي نداشت و خيلي زود همه زندگيش شد خبر...خبر و ديگر هيچ ١٣ سال نوشت و نوشت و نوشت.... و سه سالي است كه جوهر قلمش خشك شده / خودكار من قديمي است ديگر نمي نويسد.... ياد تمام روزهاي خوب خبرنگاري بخير دلتنگ دلتنگم بر...
ادامه مطلب
يه جا جمله اي را ديدم كه الان كاملا مي فهممش؛ فاصله هميشه فاصله رو رعايت كن حتي با اوني كه خيلي دوسش داري! آدمها جوري شده اند كه اگه خيلي نزديكشون بشي مي سوزي و اگه خيلي دور بشي يخ مي زنن پ. ن : دوست داشتن زيادي عين شيريني دل آدما را مي زنه. پ .ن : به وقتايي بايد رد بشي بري فقط رد بشي كافيه پ. ن : اگه با دلت كنار نيومدي انتظار نداشته باش كسي بفهدت همين ديگه تموم شد حرفم!...
ادامه مطلب